
.jpg)

توی آینه خودتو ببین چه زود زود
توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اوج جوونی غبار غم
بشینه رو دلت یهو پیر و زمین گیرت کنه
منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست
تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد
خودش می گفت یه روزی می ذاره می ره
خودش می گفت یه روز خاطره هاتو می بره از یاد
آخه دل من دل ساده ی من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه من دیدی اونم تنهات گذاشت بعد از یه عمره آزگار
آخه دل من دل دیوونه من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت
دیگه نمیاد نه پیشت نمیاد از اون چی موند برات به جز یه قاب عکس روبروت
آخه دل من دل دل دیوونه من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
تا کی می خوای بشینی به پاش بسوزی
تا کی می خوای بشینی چشم به در بدوزی
در پی پیدا کردن کسی برو
که فقط واسه ی خودت بخواد تورو
کسی بی خبر آمد ....
مرا دست خودم داد ....
کسی مثل خودم غم...
کسی مثل خودم شاد ...
کسی مثل پرستو...
در اندیشه ی پرواز...
کسی بسته و آزاد ...
اسیر قفس باز...
کسی خنده کسی غم...
کسی شادی و ماتم ...
کسی ساده کسی صاف...
کسی درهم و برهم کسی پر از ترانه ...
کسی مثل خودم لال ...
کسی سرخ و رسیده ...
کسی سبز و کسی کال ...
کسی مثل تو ای دوست ...
مرا یک شبه رویاند....
کسی مرثیه آورد ...
برای دل من خواند ...
من از خواب پریدم شدم یک غزل زرد
و یک شاعر غم گین مرا زمزمه میکرد ...........
آویزونی گوریزونه ; گریزونه آویزونه*-منتظر باش متوقف نباش!
**-تأمل کن معطل نکن!
***-جسور باش گستاخ نباش!
****-سرسخت باش لجباز نباش!
*****-صبور باش بی خیال نباش!
******-شتاب کن شتاب زده عمل نکن!
*******-ساده باش ساده لوح نباش!
********-بگو اره نگو حتما!
*********-بگو نه نگو هرگز!
**********-بگو برات میمونم نگو برات میمیرم!
در این مرداب غم اسیرم
در این مرداب هم ، میمیرم
اگر رازی شوی هر شب اسیرم
اگر خواهی برایت هم ، میمیرم
بگو تا نیلوفری باشم برایت
که هر شب سر بزارم بر شونه هایت
تو باش آن قلبی که بر روی زمینی
منم اون تیری که بر قلب تو باشم
دیشب که رفتی زندگیم سیاه شد
غصه تو قلب عاشقم زیاد شد
ماتم نشست تو قلب پاره پاره ام
خاطره ها یه هو اومد به یادم
یادم اومد روزی که همو دیدیم
یادت میاد کجا به هم رسیدیم؟
من که همیشه خاطره اش یادم هست
یه بغضی اون روز تو دل من نشست
انگار همون روز فهمیدم جدایی
یه روز میگیره از ماهم سراغی
یه روزی قول دادی پیشم بمونی
برام از عشق و عاشقی بخونی
گفتی که بردمت بالا تا ابرا
نمیذارم بیوفتی از اون بالا
آروم میذارمت زمین بعد میرم
راحت باشه خیال تو قول میدم
نمیذارم غم بشینه تو چشات
اشکاتو پاک کن الهی من فدات
حالا کجایی ببینی که غصه
ریشه امو ازتو زده و سوزونده
تنها میشینم گوشه اتاقم
با عکس تو میگذره روزگارم
حرف میزنم اندازه یه دنیا
براش میگم از مردن یه رویا
رویای موندنت پیش چشمام
میشکنه بغضمو یه هویی تو صدام
فراق سینه سوزت غم سینه سوز دارم
گل من قسم به عشقت نه شب و نه روز دارم
به دو گونه ی لطیفت به دو چشم اشک ریزم
که به راه عاشقی ها ز بلا نمیگریزم
به تو ای فرشته ی من گل من ترانه ی من
که جدایی از تو باشد غم جاودانه ی من
چو تو در برم نباشی غم بی شمار دارم
تو بدان که با غم تو غم روزگار دارم



منم و غصه و درد بی کسی
منم و یه عالمه دلواپسی
حالا من موندم و دیوونگی هام
حالا من موندم و هر دم نفسی
من دیگه امید به موندن ندارم
دیگه حالی واسه خوندن ندارم
دیگه هیچ حال واسه عاشقی و
دو دل و به هم رسوندن ندارم
من دیگه خستم از این خستگیا
دل زدم از همه دل بستگیا
عاشقی قسمت قلب من نبود
دیگه بسته غم دیگه بسته بیا
تویی که قلب من و جون منی
تویی که توی رگ و خون منی
تویی که دوست دارم خوب میدونی
تویی که گفتی باهام نمی مونی
با تو ام با تو که گفتی عاشقی
فکر میکردم واسه عشقم لایقی
تو نبودی لایق محبتم
تو نبودی ببینی تو غربتم
تو نبودی ٬وقتی که خواستمت
برو و دیگه نیا تو خلوتم

عشق من بمون
دلواپسم نزار
بی تو نمیگذره این روز و روزگار
من با تو دلخوشم
وقتی کنارمی
وقتی تو یارمی
ندارم هیچ غمی
عشق من بمون ...... عشق من بمون ...... عشق من بمون
عشق من بمون
باز با من بخون
این ترانه پاک و مهربون
من با تو دلخوشم
وقتی کنارمی
وقتی تو یارمی
آه .... ندارم هیچ غمی
عشق من بمون ....... بی تو نمیگذره این روز و روزگار
میدونم نیستی سر پیمونت
میدونم عشقم شده زندونت
ولی باز با من بمون
دلواپسم نزار
بی تو نمیگذره این روز و روزگار
من با تو دلخوشم
وقتی کنارمی
وقتی تو یارمی ندارم هیچ غمی
مي نویسم واسه تو نگو ديره نگو ديره
من از اين فاصله ها بدجوري گريه ام مي گيره
من مي خونم واسه تو نگو رفتي نگو خسته ام
بي تو تنها موندم اما دل به هيچ كسي نبستم
مي نشينم پاي حرفات تا ته قصه باهاتم
بيا شا ه زاده ی عاشق كه من خسته فداتم
بيا شاه زاده ي عاشق تو پري قصه هامي
تنهايي معني نداره تو مثل سايه با هامي
قصه گوي هميشگي براي من كه خسته ام
بگو تا آروم بگيرم مي دوني دل شكسته ام
با تو يه دنيا ارزو تو كوله بار خاطرم
سخته برام نبودنت نميشه از پيشت برم
من مي سازم واسه تو قصري از سادگي ها
ازاينجا مي برم تو رو به شهر دلدادگي ها
با بوسه آغاز مي كنم زندگيه دوبارمو
به آسمونا نميدم همين تك ستارمو
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند ![]()
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند ![]()
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی ![]()
تکرار من در من مگر از من چه می ماند ![]()
غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی ![]()
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند![]()
از روزهای دیر بی فردا که می اید ![]()
از لحظه های رفته روشن چه می ماند ![]()
از من اگر کوهم اگر خورشید اگر دریا ![]()
بی تو میان قاب پیراهن چه می ماند ![]()
بی تو چه فرقی می کند دنیای تنها را ![]()
غیر از غبار ادم و اهن چه می ماند ![]()
بی تو تنها راه من، مرگ است![]()
گرچه آن هم آرامشی دروغین برای من دارد![]()


فکرشوکن یه شب باهم یه گوشه ای تنها باشیم
با چارتا دیوار و یه سقف جدا ازاین دنیا باشیم
من باشم وتوباشی و یه جفت دلهای بی قرار
فرصت خوب انتقام
ازلحظه های انتظار
فکرشوکن عروسکم
به اون شب پرالتهاب
چشماتوروی هم بذار
امشب به یاد من بخواب
فکرشوکن
دستای من روقلب توجون بگیره
دل,دل بی قرارتو توسینه آروم بگیره
نه ساعتی باشه که شب سربره وتموم بشه
نه هیچ کسی سربرسه ثانیه ای حروم بشه
هرگزندیدم به گلی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را


هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،
دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم
قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،
شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من
دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،
ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم
خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،
دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم


گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.
گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. 
گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. 
گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم
ميخواد طرف رو خفه كنم.
گفتي ... ، گفتم... .
حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟
نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش